Monthly Archive: خرداد ۱۳۹۶

دانشمندانِ کرهای در حال توسعه راه حلهای ممکن برای ایجاد سلولهای خورشیدی نیمه شفاف و یا شفاف هستند که برای دیوارهای شیشهای در ساختمانهای مدرن کاربرد خواهد داشت. این مسأله با چالشهای زیادی مواجه است، زیرا نیمه شفاف بودن سلول خورشیدی باعث کاهش بازده تبدیل توان میشود و از میزان جذب نور خورشید برای تولید برق کاسته میشود.

به گزارش برق نیوز، امروزه، سلولهای خورشیدی مرسوم از سیلیکون کریستالی تهیه میشوند که ساخت آنها به صورت شفاف بسیار مشکل است. سلولهای نیمه شفاف که از مواد آلی و یا رنگدانهها تهیه میشوند، بازده خیلی پایین تری از سلولهای خورشیدی سیلیکون کریستالی دارند.
اما، پروفسکایتهای هیبریدی آلی-معدنی که با روشهای سادهتر و ارزان قیمت تهیه میشوند، در سالهای اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته اند و بازده آنها قابل رقابت با تکنولوژی سیلیکون است. یکی از راههای دستیابی به سلولهای خورشیدی نیمه شفاف، انتخاب و استفاده از الکترود شفافی است که همخوانی مناسبی با ماده جاذب نور به لحاظ سطح انرژی و لایه نشانی داشته باشد.
تیم کرهای از دانشگاه (KAIST)، الکترود شفافی را ارائه کرده اند که به خوبی در سلولهای خورشیدی پروفسکایتی کار میکند. این الکترود از چندین لایه تشکیل شده است که در آن یک فلز بین دو لایه با ضریب شکست بالا و یک لایه میانیِ بافر ساندویچ شده است. این الکترود، از فلز نقره با ضخامت ۱۲ – ۲۴ نانومتر، لایه بافرِ مولیبدن اکساید و یک لایه دی الکتریک با ضریب شکست بالا مثل روی سولفید تشکیل شده است.
برخلاف بقیه الکترودهای شفاف که فقط نور مرئی را عبور میدهند، این الکترود میتواند، عملکرد دوگانه داشته باشد و علاوه براینکه اجازه عبور نور مرئی را میدهد، همزمان میتواند اشعه مادون قرمز را بازتاب کند. این سلول نیمه شفاف دارای بازده ۳. ۱۳% است که ۵. ۸۵ % از نور مادون قرمزِ فرودی را بازتاب میکند؛ بنابراین به عنوان، آینه حرارتی نیز کاربرد دارد، چون با بازتاب نور مادون قرمز، به عنوان سیستم مدیریت گرمایی هوشمند به کار برده میشود.
منبع:برق نیوز
Permanent link to this article: https://peg-co.com/home/%d8%b3%d9%84%d9%88%d9%84%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af%db%8c%d9%90-%d9%be%d8%b1%d9%88%d9%81%d8%b3%da%a9%d8%a7%db%8c%d8%aa%db%8c%d9%90-%d9%86%db%8c%d9%85%d9%87-%d8%b4/


انتقال برق
انتقال برق (electric-power transmission) به معنی انتقال انرژی الکتریکی در مقیاس بزرگ از نیروگاهها (power plants) به پستهای برق (electrical substations) در نزدیکی مراکز مصرف میباشد.
انتقال برق شامل سیمکشیهای محلی بین پستهای فشار قوی و مصرفکنندگان، که مربوط به توزیع برق (electric power distribution) میشود، نمیباشد.
خطوط انتقال زمانی که به هم متصل هستند، تشکیل شبکههای انتقال را میدهند.
شبکههای ترکیبی انتقال و توزیع به عنوان شبکههای برق قدرت (power grid) و یا شبکه (grid) شناخته میشوند.
بر خلاف جریان DC، جریان AC را میتوان توسط یک ترانسفورماتور (transformer) به سطوح مختلف ولتاژی انتقال داد.
هر چه میزان ولتاژ افزایش یابد، انتقال توان هم موثرتر صورت خواهد گرفت.
افزایش میزان قابلیت انتقال توان به علت قانون اهم است که بیانگر این است که تلفات انرژی الکتریکی وابسته به عبور جریان از یک رسانا است.
تلفات توان به علت جریان توسط رابطه P=I2R محاسبه میشود؛ بنابراین اگر مثلا جریان دو برابر شود، تلفات چهار برابر خواهد شد.
با استفاده از ترانسفورماتور میتوانیم ولتاژ را به سطح بالاتری افزایش دهیم تا بتوانیم توان را در طول فواصل بلند با شدت جریان پایین انتقال داده و در نتیجه تلفات کاهش یابد؛ سپس میتوانیم ولتاژ را دوباره به سطحی که برای تغذیه خانگی بیخطر باشد، کاهش دهیم.
ولتاژ تولید شده در نیروگاه توسط پستهایی که در نیروگاه قرار دارند و دارای ترانسفورماتورهای افزاینده میباشند، به ولتاژ ۲۳۰ یا ۴۰۰ کیلوولت تبدیل میشود.
برق فشار بالا از راه خطوط انتقال قدرت شبکه سراسری به پستهای فوقتوزیع منتقل میشود.
برق از این پستها به وسیله خطوط فوقتوزیع ۱۳۲ و ۶۳ کیلوولت به پستهای توزیع وارد و به برق با فشار متوسط و فشار ضعیف تبدیل میشود و با ولتاژ ۲۲۰ ولت به دست مصرفکننده میرسد.
یک شبکه برق، سیستم انتقال با رنگ آبی نشان داده شده است
از لحاظ تاریخی مالکیت خطوط انتقال و توزیع به یک شرکت تعلق داشته است، اما با شروع دهه ۱۹۹۰، بسیاری از کشورها بازار برق را آزاد کردند؛ به صورتی که این کار منجر به جدایی کسب و کار انتقال برق از کسب و کار توزیع شده است.
سیستمهای انتقال برق
اکثر خطوط انتقال از جریان متناوب (AC) سه فاز ولتاژ بالا استفاده میکنند، اگر چه AC تک فاز نیز گاهی در سیستمهای برق راهآهن استفاده میشود.
جریان مستقیم ولتاژ بالا (HVDC) تکنولوژی است که برای بهرهوری بیشتر در مسافتهای بسیار طولانی در حد صدها کیلومتر و یا کابلهای برق زیر دریایی در حد بیش از ۵۰ کیلومتر استفاده میشود.
اتصالات HVDC همچنین برای ایجاد ثبات در برابر مشکلات کنترلی در شبکههای بزرگ توزیع قدرت که در آن بارهای جدید ناگهانی و یا خاموشی در بخشی از یک شبکه میتواند باعث ایجاد مشکلات سنکرون سازی (synchronization) و خرابی آبشاری (cascading failures) شود، به کار میروند.
به منظور کاهش انرژی اتلافی در انتقال راه دور، برق با ولتاژ بالا (۱۱۰ کیلو ولت و بالاتر) انتقال مییابد.
برق قدرت معمولا از راه خطوط هوایی برق (overhead power lines) منتقل میشود.
انتقال برق زیرزمینی (underground power transmission) دارای هزینه بسیار بالاتر و محدودیتهای عملیاتی بیشتر است، اما گاهی اوقات در مناطق شهری و یا نقاط حساس استفاده میشود.
محدودیت اصلی در توزیع برق این است که به جز برخی از موارد استثنا، انرژی الکتریکی را نمیتوان ذخیره نمود و بنابراین باید به میزان نیاز تولید شود.
برای اطمینان از نزدیکی زیاد میزان تولید به تقاضا، یک سیستم کنترل پیچیده مورد نیاز است.
اگر تقاضای برق بیش از عرضه باشد، ممکن است نیروگاهها و تجهیزات انتقال خاموش شوند که در بدترین موارد میتواند منجر به خاموشی سراسری (blackout) گردد.
مانند خاموشی سراسری شمال شرقی آمریکا در سالهای ۱۹۶۵، ۱۹۷۷، ۲۰۰۳٫ برای کاهش احتمال چنین مشکلی، شبکههای انتقال برق (electric transmission networks) به شبکههای منطقهای، ملی و یا قارهای متصل شدهاند در نتیجه چندین مسیر جایگزین برای جریان برق قدرت ایجاد میکنند تا احتمال خرابی به حداقل برسد.
تحلیلهای زیادی توسط شرکتهای انتقال برای تعیین حداکثر ظرفیت قابل اعتماد هر خط انجام شده است (معمولا کمتر از حد فیزیکی و یا حرارتی آن) تا از ظرفیت اضافی موجود در یک بخش از شبکه در زمان خرابی در دیگر بخشهای شبکه استفاده شود.
یک شبکه برق
انتقال هوایی overhead transmission
رساناهای هوایی ولتاژ بالا با عایق پوشش داده نمیشوند.
ماده رسانا تقریبا همواره یک آلیاژ آلومینیوم است که به صورت رشتهای و احتمالا تقویت شده با رشتههای فولادی ساخته میشود.
گاهی مس برای انتقال هوایی مورد استفاده قرار میگیرد اما آلومینیوم سبکتر است و تنها اندکی کاهش کارایی به همراه هزینههای بسیار پایینتر به همراه دارد.
سیمهای ضخیمتر باعث افزایش نسبتا کمی در ظرفیت میشوند؛ زیرا اثر پوستی (skin effec) باعث میشود که بیشتر جریان در نزدیکی سطح سیم برقرار شود.
به دلیل این محدودیت جریان، زمانی که ظرفیت بالاتر مورد نیاز باشد از چند کابل موازی به نام دسته رسانا (bundle conductors) استفاده میشود.
دسته رسانا همچنین نیز در ولتاژهای بالا به منظور کاهش تلفات انرژی ناشی از تخلیه کرونا (corona discharge) استفاده میشود.
امروزه سطح ولتاژ انتقال معمولا ۱۱۰ کیلو ولت و بالاتر در نظر گرفته میشود.
ولتاژهای پایینتر مانند ۶۶ کیلوولت و ۳۵ کیلوولت معمولا ولتاژهای انتقال کوتاه (subtransmission voltages) میباشند ولی گاهی در خطهای طولانی با بارهای کم به کار میروند.
ولتاژهای کمتر از ۳۵ کیلوولت معمولا برای توزیع برق (distribution) استفاده میشوند.
ولتاژ بالاتر از ۲۳۰ کیلو ولت به عنوان ولتاژ فوق پر فشار (extra high voltage) در نظر گرفته میشود و نیاز به طراحی متفاوتی در مقایسه با تجهیزات مورد استفاده در ولتاژهای پایینتر دارد.
از آن جا که سیمهای انتقال هوایی به عایق هوایی وابسته هستند، طراحی این خطوط نیاز به حداقل فاصله برای حفظ ایمنی دارد.
شرایط آب و هوایی نامطلوب دارای باد بالا و دماهای پایین میتواند به قطع برق منجر شود.
بادی با سرعت به پایینی ۴۳ کیلومتر در ساعت میتواند باعث از دست رفتن فاصله کاری رساناها و در نتیجه اتصالی و از دست رفتن عرضه برق شود.
انتقال زیرزمینی underground transmission
برق همچنین میتواند به جای خطوط هوایی توسط کابلهای زیر زمینی (underground power cables) منتقل شود.
کابلهای زیر زمینی نسبت به خطوط هوایی کمتر در سر راه قرار دارند، کمتر جلوی چشم هستند و کمتر تحت تاثیر بدی آب و هوا قرار میگیرند.
با این حال، هزینه کابل روکشدار و حفاری بسیار بیشتر از ساخت خطوط هوایی میباشد.
یافتن و تعمیر خرابی در خطوط انتقال مدفون نیاز به زمان بیشتری دارد.
خطوط زیرزمینی به شدت توسط ظرفیت حرارتی آنها محدود هستند و امکان اضافه بار کمتری نسبت به خطوط هوایی دارند.
کابلهای زیر زمینی طولانی دارای ظرفیت خازنی قابل توجهی هستند که میتواند توانایی آنها را برای ارایه توان مفید به بارها را کاهش دهد.
انتقال برق در مقیاس زیاد
مهندسان شبکههای انتقال را تا حد امکان برای حمل کارای انرژی طراحی میکنند، در حالی که همزمان عوامل اقتصادی، امنیت شبکه و افزونگی (redundancy) را مورد توجه قرار میدهند.
این شبکهها از قطعاتی مانند خطوط برق (power lines)، کابلها (cables)، بریکرهای مدار (circuit breakers)، سوییچها (switches) و ترانسفورماتورها (transformers) استفاده میکنند.
راندمان انتقال با استفاده از دستگاههایی که ولتاژ را افزایش میدهند (و به تناسب جریان را کاهش میدهند)، تا حد زیادی بهبود مییابد و در نتیجه امکان میدهد که توان را با تلفات قابل قبولی منتقل نمایند.
جریان کاهش یافته در خطوط تلفات حرارت را در رسانا کاهش میدهد.
با توجه به قانون ژول، تلفات انرژی به طور مستقیم با مجذور جریان متناسب است.
بنابراین، کاهش جریان با ضریب ۲ باعث کاهش تلفات انرژی با ضریب ۴ در رسانا میشود.
این افزایش ولتاژ در مدارهای AC معمولا با استفاده از یک ترانسفورماتور افزاینده (step-up transformer) به دست میآید.
سیستمهای HVDC نیاز به تجهیزات تبدیل نسبتا گرانی دارند که ممکن است برای پروژههای خاص مانند کابل زیردریایی و انتقال نقطه به نقطه طولانیتر با ظرفیت بالا توجیه اقتصادی داشته باشند، اما در حال حاضر به ندرت استفاده میشوند.
شبکه انتقال، شبکهای از نیروگاهها (power stations)، خطوط انتقال (transmission lines) و پستهای برق(substations) است.
انرژی معمولا در داخل شبکه به صورت AC سه فاز منتقل میشود.
AC تک فاز تنها برای توزیع به مصرفکنندگاه نهایی استفاده میشود زیرا در موتور القایی (induction motors) چند فازه بزرگ قابل استفاده نیست.
در قرن ۱۹، انتقال دو فاز مورد استفاده قرار گرفت اما نیاز به چهار سیم یا سه سیم با جریان نابرابر دارد.
سیستمهای با فاز بالاتر نیاز به بیش از سه سیم دارند، اما دارای مزایای دیگری هستند.
قیمت احداث نیروگاه بالا و تقاضای برق متغیر است، بنابراین اغلب واردات بخشی از برق مورد نیاز ارزانتر از تولید آن به صورت محلی تمام میشود.
از آنجا که بارها اغلب به صورت منطقهای تغییر میکنند، مثلا آب و هوای گرم در بخش جنوبی ایران میتواند باعث شود که بسیاری از مردم به استفاده از کولر گازی روی آورند، برق اغلب از یک منبع دور میآید.
به دلیل منافع اقتصادی به اشتراک گذاری بار بین مناطق، شبکههای انتقال منطقهای بزرگ (wide area transmission grids) در حال حاضر بین کشورها و حتی قارهها گسترش یافتهاند.
شبکه اتصالی بین تولیدکنندگان برق و مصرفکنندگان، امکان جریان برق را حتی در صورت خرابی برخی از اتصالات فراهم میکند.
بخش غیر متغیر و یا با تغییر آرام در ساعتهای مختلف تقاضای الکتریکی به عنوان بار پایه (base load) شناخته شده است که معمولا به وسیله تجهیزات بزرگ که با توجه به اقتصاد مقیاس (economies of scale) کارآمدتر هستند و با هزینه ثابت سوخت و بهرهبرداری کار میکنند، تولید میشود.
این تجهیزات شامل نیروگاههای هستهای، زغالسنگی، نیروگاههای سیکل ترکیبی (combined cycle) و یا برق آبی (hydroelectric) هستند، در حالی که سایر منابع انرژی مانند نیروگاههای متمرکز حرارتی خورشیدی (concentrated solar thermal) و زمین گرمایی (geothermal power) دارای پتانسیل ارایه برق بار پایه هستند. منابع انرژی تجدید پذیر (renewable energy) مانند فتوولتاییک خورشیدی (solar photovoltaics)، باد (wind power)، امواج (wave power) و جزر و مد (tidal power) با توجه به تناوب به عنوان تامین بار پایه در نظر گرفته نمیشوند، اما میتوانند به شبکه برق اضافه کنند.
تقاضای باقی مانده یا تقاضای پیک (peak power) قدرت توسط نیروگاههای پیک (peaking power plants) که به طور معمول کوچکتر، دارای پاسخ سریعتر و هزینه بالاتری هستند، مانند توربینهای گاز (gas turbines) با سوخت گاز طبیعی تامین میشوند.
انتقال راه دور برق (چند هزار کیلومتر) ارزان و کارآمد است، که هزینه آن ۰٫۰۰۵ تا ۰٫۰۲ دلار به ازای هر کیلوواتساعت در مقایسه با متوسط سالانه هزینه تولیدکنندگان بزرگ به میزان ۰٫۰۱ تا ۰٫۰۲۵ دلار به ازای هر کیلوواتساعت و تولید در مقیاس کوچک به میزان بالاتر از ۰٫۱۰ دلار به ازای هر کیلوواتساعت و چند برابر آن برای تامین کنندگان برق اضطراری در بالاترین لحظات تقاضا میباشد.
بنابراین تامینکنندگان دور دست میتوانند ارزانتر از منابع محلی باشند؛ به عنوان مثال شهر نیویورک اقدام به خرید مقدار زیادی برق از کانادا میکند.
منابع متعدد محلی، حتی اگر گرانتر باشند و به ندرت استفاده شوند، باعث میشوند که شبکه انتقال بیشتر در معرض خطای ناشی از آب و هوا و بلایای طبیعی دیگر باشد و ارتباط آن میتواند با تامینکنندگان دور دست قطع شود.
انتقال از راه دور اجازه میدهد تا منابع انرژی تجدید پذیر دور دست مورد استفاده قرار گیرند و جایگزین مصرف سوختهای فسیلی شوند.
منابع آبی و بادی نمیتواند به شهرستانهای پر جمعیت نزدیکتر شوند و هزینههای انرژی خورشیدی کمترین میزان را در مناطق دور افتاده دارد که در آن تقاضای محلی برق کم است.
هزینههای اتصال میتوانند به تنهایی تعیین کننده این باشند که آیا جایگزینهای به ویژه از لحاظ اقتصادی مناسب هستند یا خیر.
ورودی شبکه
در نیروگاهها (power stations)، برق در ولتاژ نسبتا کم بین حدود ۲٫۳ کیلو ولت و ۳۰ کیلو ولت، بسته به اندازه واحد تولیدی، وارد شبکه میشود.
سپس ولتاژ ترمینال ژنراتور توسط ترانسفورماتور (transformer) افزاینده نیروگاه به یک ولتاژ بیشتر (۱۱۵ کیلوولت تا ۷۶۵ کیلوولت AC، متفاوت بر حسب سیستم انتقال و کشور) برای انتقال در طول خطوط بلند افزایش مییابد.
تلفات برق در خطوط انتقال
انتقال برق با ولتاژ بالا، تلفات انرژی در اثر مقاومت را کاهش میدهد که میزان آن بر حسب نوع رسانا، جریان و طول خط انتقال متفاوت است.
به عنوان مثال یک خط ۷۶۵ کیلو ولتی ۱۵۰ کیلومتری حامل ۱۰۰۰ مگاوات انرژی میتواند ۱٫۱ درصد تا ۰٫۵ درصد تلفات داشته باشد. یک خط ۳۴۵ کیلو ولتی حامل همان بار در همان فاصله، دارای تلفات ۴٫۲ درصدی است.
برای مقدار معینی از قدرت، یک ولتاژ بالاتر، جریان و در نتیجه تلفات مقاومتی در رسانا را کاهش میدهد.
به عنوان مثال، در صورت ثابت بودن سایز رسانای مورد استفاده، بالا بردن ولتاژ با ضریب ۱۰، جریان را با ضریب ۱۰ کاهش و در نتیجه تلفات I2R را با ضریب ۱۰۰ کاهش میدهد.
حتی اگر به اندازه رسانا (سطح مقطع) برای مطابقت با جریان پایینتر ۱۰ برابر کاهش یابد، تلفات I2R هنوز ۱۰ برابر کاهش یافته است.
به طور معمول انتقال از راه دور با خطوط هوایی با ولتاژ از ۱۱۵ تا ۱۲۰۰ کیلو ولت انجام میشود.
در ولتاژهای بسیار بالا که بیش از ۲۰۰۰ کیلو ولت بین رسانا و زمین اختلاف پتانسیل وجود دارد، تلفات تخلیه کرونا (corona discharge) آن قدر زیاد است که میتواند تلفات مقاومتی کمتر در رساناهای خط را پوشش دهند.
اقدامات لازم به منظور کاهش تلفات کرونا شامل رساناهای با قطر بیشتر که اغلب برای کاهش وزن توخالی میشوند، و یا استفاده از دو یا چند رسانا میباشد.
تخلیه کرونا
تلفات انتقال و توزیع در آمریکا در در سال ۱۹۹۷ برابر با ۶٫۶ درصد و در سال ۲۰۰۷ برابر با ۶٫۵ درصد تخمین زده شده است.
به طور کلی تلفات را از اختلاف بین توان تولیدی نیروگاهها و توان به فروش رسیده به مصرفکنندگان نهایی محاسبه میکنند؛ تفاوت بین آن چه که تولید شده و آن چه مصرف میشود را تلفات انتقال و توزیع تشکیل میدهند که البته با فرض عدم سرقت برق انجام میشود.
در سالهای ۱۹۸۰، طولانیترین فاصله مقرون به صرفه برای انتقال جریان مستقیم ۷۰۰۰ کیلومتر مشخص شده بود.
برای جریان متناوب این میزان ۴۰۰۰ کیلومتر بود، البته تمام خطوط انتقال مورد استفاده امروزی به طور قابل ملاحظهای کوتاهتر از این هستند.
در هر خط انتقال جریان متناوب، اندوکتانس و خازن رساناها میتواند قابل توجه باشد.
جریانهایی تنها در واکنش به این خواص مدار ایجاد میشوند (که همراه با مقاومت تشکیل امپدانس میدهند)، تشکیل توان راکتیو (reactive power) میدهند که هیچ قدرت واقعی را به بار انتقال نمیدهند.
با این حال این جریانهای راکتیو (reactive currents) بسیار واقعی هستند و باعث اتلاف حرارت اضافی در مدار انتقال میشوند.
نسبت توان واقعی (real power) انتقال داده شده به بار به توان آشکار (apparent power) شامل مجموع واقعی و راکتیو، ضریب توان (power factor) میباشد.
با افزایش جریان راکتیو، ضریب توان کاهش مییابد. سیستمهای انتقال با ضریب توان کم تلفات بالاتری نسبت به سیستمهای با ضریب توان بالا دارند.
معمولا یوتیلیتیها در سراسر سیستم برای جبران قدرت راکتیو و کاهش تلفات در انتقال توان و تثبیت ولتاژ سیستم از بانکهای خازن (capacitor banks)، رآکتور (reactors) و دیگر قطعاتی مانند ترانسفورماتورهای تغییر فاز (phase-shifting transformers)، جبرانسازهای VAR، جابهجایی فیزیکی رساناهای فاز و سیستمهای انعطافپذیر انتقال AC و FACTSها استفاده میکنند.
در مجموع به این اقدامات ساپورت راکتیو (reactive support) گفته میشود.
فروش ویژه صاعقه گیر اکتیو آذرخش
فوق توزیع
فوق توزیع (Subtransmission ) بخشی از یک سیستم انتقال توان الکتریکی است که در ولتاژهای نسبتا پایینتر کار میکند.
اتصال تمام پستهای توزیع (distribution substations) به ولتاژ بالای انتقال به دلیل تجهیزات بزرگتر و گرانتر غیر اقتصادی است.
به طور معمول فقط پستهای بزرگتر به این ولتاژ بالا متصل میشوند.
این ولتاژ کاهش مییابد و به پستهای کوچکتر در شهرها و محلهها فرستاده میشود.
مدارهای فوق توزیع معمولا به صورت حلقهای شکل داده میشوند به طوری که خرابی یک خط باعث قطع سرویس به تعداد زیادی از مشتریان برای بیش از یک زمان کوتاه نمیشود.
در حالی که مدار فوق توزیع معمولا در مناطق شهری به وسیله خطوط هوایی (overhead lines) انجام میشود، کابلهای مدفون نیز ممکن است مورد استفاده قرار گیرند.
هیچ مرز ثابتی بین فوق توزیع و انتقال و یا بین فوق توزیع و توزیع وجود ندارد.
محدودههای ولتاژی تا حدی با هم همپوشانی دارند.
با تکامل سیستمهای قدرت، ولتاژی که قبلا برای انتقال استفاده میشد، برای فوق توزیع مورد استفاده قرار گرفت و ولتاژ فوق توزیع به ولتاژ توزیع تبدیل شد.
مانند انتقال، فوق توزیع نیز مقادیر نسبتا زیادی از توان حمل میکند و مانند توزیع، فوق توزیع به جای انتقال نقطه به نقطه، یک منطقه را تحت پوشش قرار میدهد.
خروجی از شبکه انتقال
در پستها (substations)، ترانسفورماتورها (transformers) ولتاژ را برای توزیع به کاربران تجاری و مسکونی به سطح پایینتری کاهش میدهند.
این توزیع با ترکیبی از فوق توزیع (۳۳ کیلو ولت تا ۱۳۲ کیلو ولت) و توزیع (۳٫۳-۲۵ کیلو ولت) انجام میشود.
در نهایت در نقطه مصرف، انرژی به ولتاژ کم تبدیل میشود.
جریان مستقیم ولتاژ بالا
جریان مستقیم ولتاژ بالا (high-voltage direct current) یا HVDC برای انتقال مقادیر زیاد توان در مسافت های طولانی و یا برای ارتباط بین شبکههای ناهمزمان (asynchronous grids) استفاده میشود.
هنگامی که انرژی الکتریکی باید در مسافتهای بسیار طولانی منتقل شود، توان تلف شده در انتقال AC قابل ملاحظه میشود و استفاده از جریان مستقیم به جای استفاده از جریان متناوب ارزانتر تمام میشود.
برای یک خط انتقال بسیار طولانی، این تلفات کمتر (و کاهش هزینه ساخت یک خط DC) میتواند هزینههای اضافی مورد نیاز برای ایستگاههای تبدیل (converter stations) در دو انتها را پوشش دهد.
اتصالات HVDC را میتوان برای کنترل مشکلات شبکههای با جریان برق AC مورد استفاده قرار داد.
توان منتقل شده توسط یک خط AC با افزایش زاویه فاز بین ولتاژ منبع و مقصد افزایش مییابد، اما بزرگ شدن بیش از حد زاویه فاز باعث خواهد شد که سیستمهای در دو انتهای خط از گام خود خارج شوند.
از آن جا که جریان برق در یک اتصال DC به طور مستقل از فاز شبکههای AC در هر انتهای اتصال کنترل میشود، حدی برای زاویه فاز وجود ندارد و لینک DC همیشه قادر به انتقال کامل توان نامی خود است.
بنابراین یک لینک DC شبکههای AC در دو انتها را تثبیت میکند، زیرا جریان قدرت و زاویه فاز را میتوان به طور مستقل کنترل کرد.
کنترل انتقال برق
برای اطمینان از کارکرد ایمن و قابل پیشبینی، اجزای سیستم انتقال با ژنراتورها (generators)، سوییچها (switches)، بریکرهای مدار (circuit breakers) و بارها (loads) کنترل میشوند.
ولتاژ، توان، فرکانس، ضریب بار و قابلیت اطمینان سیستم انتقال برای ایجاد عملکرد بهینه از نظر اقتصادی برای مشتریان کنترل میشوند.
بالانس بار
سیستم انتقال برای بار پایه (base load) و بار پیک (peak load) قابلیت تامین را همراه با حاشیه ایمنی و تحمل خطا فراهم میکند.
بر حسب منطقه، به دلیل ترکیب صنعت زمان اوج بار تا حد زیادی متفاوت است.
در آب و هوای بسیار گرم و بسیار سرد، بارهای تهویه مطبوع و گرمایشی خانگی در بار کلی تاثیر گذار هستند.
این بارها معمولا در گرمترین زمان سال در اواخر بعد از ظهر و در سردترین زمان سال در اواسط صبح و اواسط شب در بیشترین مقدار خود هستند.
این باعث میشود توان مورد نیاز بر حسب فصل و زمان روز متفاوت باشد.
طراحی سیستم توزیع همیشه بار پایه و بار پیک را در نظر میگیرد.
سیستم انتقال معمولا برای مطابقت بار با تولید، قابلیت بافر یا ذخیرهسازی زیادی در اختیار ندارد.
بنابراین تولید باید مطابق با بار نگه داشته شود تا از خرابی ناشی از اضافه بار تجهیزات تولید جلوگیری شود.
منابع و بارهای مختلفی را میتوان به سیستم انتقال متصل کرد و آنها را باید برای انجام یک انتقال توان منظم کنترل کرد.
در تولید متمرکز برق (centralized power generation)، تنها کنترل محلی تولید لازم است که تنها شامل سنکرون کردن واحدهای تولیدی (synchronization of the generation units) برای جلوگیری از شرایط گذرای شدید و اضافه بار میشود.
در تولید پراکنده برق (distributed power generation) ژنراتورها (generators) به صورت جغرافیایی توزیع شدهاند و فرآیند آنلاین و آفلاین کردن آنها باید به دقت کنترل شود.
سیگنالهای کنترل بار را میتوان در خطوط جداگانه و یا در خود خطوط قدرت ارسال نممود.
ولتاژ و فرکانس را میتوان به عنوان مکانیسمهای سیگنالدهی برای بالانس بار استفاده نمود.
در سیگنالدهی ولتاژی (voltage signaling)، تغییرات ولتاژ را میتوان برای افزایش تولید استفاده نمود.
توان اضافه شده توسط هر سیستم، در اثر کاهش ولتاژ خط افزایش مییابد.
اصولا این آرایش پایدار است.
تنظیم بر اساس ولتاژ برای استفاده در شبکههای چهارخانهای (mesh networks) پیچیده است زیرا هر بار که یک ژنراتور جدید به مش اضافه شود، اجزا و ستپوینتها فرد نیاز به آرایش مجدد دارند.
در سیگنالدهی فرکانسی (frequency signaling)، واحدهای تولیدی فرکانس سیستم انتقال مطابق میشوند.
در کنترل سرعت دروپ (droop speed control)، در صورتی که فرکانس کاهش یابد توان افزایش یافته است.
به عبارت دیگر افت در فرکانس خط نشان دهنده این است که افزایش بار باعث کم شده سرعت ژنراتور شده است.
توربینهای بادی (wind turbines)، سیستمهای اتصال خودرو به شبکه (v2g) و دیگر سیستمهای پراکنده ذخیرهسازی و تولید میتوانند به شبکه برق متصل شده و با ارتباط با آنها عملکرد سیستم را بهبود بخشید.
حفاظت در برابر خرابی
در شرایط بار اضافی، سیستم را میتوان به صورتی طراحی کرد که به جای سقوط یک باره، به آرامی خاموش شود.
براون آوت (brownout) زمانی رخ میدهد که منبع تغذیه کمتر از تقاضا میشود.
بلکآوت (blackout) زمانی رخ میدهد که عرضه به طور کامل با خرابی مواجه شود.
رولینگ بلکآوت (rolling blackouts) یا لود شدینگ (load shedding) خاموشیهای عمدی مهندسی شدهای هستند که زمانی که تقاضا برای برق بیش از عرضه باشد، برای توزیع توان ناکافی انجام میشود.
Permanent link to this article: https://peg-co.com/home/%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%b1%d9%82/


تفاوت برقگیر اکتیو و پسیو:

برقگیر پسیو و اکتیو(تفاوت)
برقگیر پسیو (Passive) بر خلاف برقگیر اکتیو (Active) در برابر صاعقه هیچ گونه واکنشی ندارد.
از اینرو پسیو ، غیر فعال یا ساده نامیده می شوند.
برقگیرگیر پسیو در حقیقت همان چیزی است که بنیامین فرانکیلن در سال ۱۷۵۲ جهت مقابله با صدمات صاعقه ابداع کرد و تا کنون نیز مورد استفاده قرار میگیرد.

طبق استاندارد یک سیستم حفاظتی شامل سه بخش کلی:
صاعقه گیر یا ترمینال هوایی (Air Termination) ،
هادی میانی (Down Conductor)
و سیستم زمین یا ترمینال زمین ((Earth Termination) می شود.
تنها تفاوت اساسی سیستم پسیو و اکتیو در نوع ترمینال هوایی است.
ترمینال هوایی در سیستم پسیو معمولا به شکل میله، سیمهای معلق و یا مش (قفس فارادی) می تواند باشد.
ولی صاعقه گیرهای اکتیو اطراف خود را یونیزه میکنند و با این کار شعاع حفاظتی بمراتب بیشتری راجهت حفاظت از اصابت صاعقه پوشش میدهند.
استاندارد بین المللی IEC 62305-3 (بخش سوم) به عنوان مرجع اصلی سیستمهای حفاظت پسیو اصول اساسی بکارگیری، طراحی ،نصب و نگهداری این سیستم را شرح می دهد.
علاوه بر این ، استانداردهای BS6651، NFPA780 و DIN VDE 0185 نیز مورد استفاده قرار می گیرند.
Permanent link to this article: https://peg-co.com/home/%d8%a8%d8%b1%d9%82%da%af%db%8c%d8%b1-%d9%be%d8%b3%db%8c%d9%88-%d9%88-%d8%a7%da%a9%d8%aa%db%8c%d9%88-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/


کاغذ رسانای الکتریسیته
محققان کاغذ رسانای الکتریسیته ای ساختهاند که با هزینه کمی تولید میشود.
این اختراع گامی مهم در تولید محصولات الکترونیکی انعطافپذیر به شمار میآید.
تولید کاغذ رسانای الکتریسیته به ازای هر متر مربع ۱.۳۰ دلار هزینه دارد.
جالب آنکه میتوان در هر دقیقه ۳۰ متر از این نوع کاغذ را تولید کرد.
این درحالی است که نمونههای فعلی دستگاههای الکترونیکی انعطافپذیر با استفاده از فیلمهای نازک پلیمر ساخته میشوند.
اما استفاده از این فیلمها گرانبها است.
اما تولید این فیلمهای نازک گام مهمی به شمار میرود، زیرا آنها قابلیتهای متعددی دارند.
برای پرداختن به این مشکل محققان دانشگاه جنوب چین و دانشگاه موناش در استرالیا تصمیم گرفتند کاغذ انعطافپذیر رسانایی بسازند.
این کاغذ از مواد تجدیدپذیر ساخته میشود و هزینه اندکی دارد.
آنها روی کاغذ را با ژل یونیک پوشاندند تا آن را رسانا کنند.
این نوع ژل حاوی مایعی است که الکتریسیته را از خود عبور میدهد.
در مرحله بعد یک فیلم منتقل کننده الکتریسیته بین دو لایه از کاغذ آغشته به ژل یونیک قرار گرفت تا جریان الکتریسیته را بهطور کامل از خود عبور دهد.
این کاغذ قابلیت چند بار استفاده را دارد و میتوان آن را ۵ هزار مرتبه خم و صاف کرد.
منبع:نشریه امواج برتر
Permanent link to this article: https://peg-co.com/home/%da%a9%d8%a7%d8%ba%d8%b0-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%d8%b1%db%8c%d8%b3%db%8c%d8%aa%d9%87/

ا
محققان دانشگاه کمبریج و وارویک انگلیس موفق شدند با استفاده از تزریق اتمهای تلوریوم به نانولولههای کربنی نازکترین نانوسیم جهان را که قطری برابر با یک اتم دارد، بسازند.
محققان دو دانشگاه انگلیسی موفق شدند نانوسیمی تولید کنند که عملا تکبعدی است و از اتمهای تلوریوم فشرده شده در نانولولههای کربنی تشکیل شده که سبب حفظ انسجام آنها میشود.
در دنیای سهبعدی عادی و یا چهاربعدی(در صورتیکه زمان را هم به حساب بیاوریم) امکان اینکه یک ماده یکبعدی و یا حتی دوبعدی باشد در تئوری غیرممکن است.
اما موادی مانند گرافن با وجود اینکه عرض و ارتفاعی در ابعاد اتم دارند، عملا دوبعدی در نظر گرفته میشوند. در حال حاضر این نانوسیم تولید شده را میتوان نخستین ماده یکبعدی در نظر گرفت زیرا هم عرض و هم ارتفاع آن برابر با قطر تنها یک اتم است.
در ابعاد اتمی چالشهایی هم وجود دارد و اتمها همیشه آن طور که دانشمندان علاقه دارند رفتار نمیکنند و ممکن است سبب از هم پاشیده شدن ماده شوند. برای جلوگیری از این پدیده از نانولولههای کربنی به عنوان اسکلت نگهدارنده این ساختار استفاده شده است و هیچ تاثیری بر روی رسانایی تلوریوم ندارد.
«پائولو مدیروس»(Paulo Medeiros) محقق ارشد این پروژه گفت: زمانیکه شما در مقیاس اتمی کار میکنید، اتمها علاقه دارند روی یک سطح قرار بگیرند و این سطوح نیز معمولا شدیدا واکنشپذیر هستند. اما نانولولههای کربنی کاملا بیمیل به شرکت در واکنش هستند و به هیچ عنوان مشکلی برای ایجاد یک ساختار پایدار از نانوسیم تکبعدی ایجاد نمیکنند.
وی افزود: البته ما همچنان در ابتدای کار با این مواد هستیم و باید در آینده اطلاعات بیشتری در رابطه رفتارهای آن کسب کنیم.
تیم تحقیقاتی طی این پروژه متوجه شدند که با تغییر دادن ابعاد نانولولهها میتوانند کنترل بیشتری روی خواص تلوریوم داشته باشند. از جمله اینکه تلوریوم با اینکه از نظر شیمیایی یک عنصر نیمهرسانا محسوب میشود زمانی که در نانولولههای کربنی فشرده قرار میگیرد همانند فلزات رسانا میشود.
توسعه نانوسیمها فرآیندی است که میتواند باعث کوچک شدن ابعاد مدارهای الکترونیکی و در نتیجه کوچکتر شدن ابعاد دستگاههای الکترونیکی و گجتهای هوشمند شود.
نتایج این تحقیق در نشریه علمی ACS Nano منتشر شده است.
منبع:نشریه امواج برتر
Permanent link to this article: https://peg-co.com/home/%d8%b1%da%a9%d9%88%d8%b1%d8%af-%d9%86%d8%a7%d8%b2%da%a9%e2%80%8c%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%85-%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%b4%d8%af/

همانطور که میدانید توان (به طور کلی) حاصلضرب ولتاژ در جریان است.
در یک بار اهمی خالص که ولتاژ و جریان همفاز هستند حاصلضرب آنها بصورت شکل ۳ است

اگر سطح زرد رنگ را یک بسته توان در نظر بگیریم این بسته ها در تمام سیکلها به سمت مصرف کننده می رود و آنجا مصرف میشود.
اما در یک بار سلفی خالص چون ولتاژ و جریان مانند شکل ۴ و ۵ با هم اختلاف فاز ۹۰ درجه دارند پس حاصلضرب آنها مانند شکل ۶ خواهد بود.

همانطور که در شکل ۶ مشاهده میشود در نیم سیکلهای زرد رنگ توان به سمت مصرف کننده میرود و در نیم سیکلها صورتی همان توان از سمت مصرف کننده به سمت شبکه باز میگردد.
طبق توضیحات فوق توان راکتیو توانی است که بین مصرف کننده و شبکه مدام در حال تبادل است.
منبع: http://foodaji.blogfa.com
Permanent link to this article: https://peg-co.com/home/%d9%85%d9%81%d9%87%d9%88%d9%85-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7%da%a9%d8%aa%d9%8a%d9%88/


۱- استفاده از بنتونیت فعال شده در کانالهای سطحی

۱- کانالی به عرض ۳۰ تا ۴۰ سانتی متر به عمق ۷۵ سانتی متر و به طول مورد نظر حفر کنید.
اگر عمق نفوذ یخ زدگی خاک بیشتر از ۷۵ سانتی متر باشد، باید کانالی عمیق تر (تا زیر لایه یخ زدگی زمین) حفر گردد.
۲- کف کانال را با بنتونیت، بصورت دوغاب سفت ( ۳۵ درصد بنتونیت و ۶۵ درصد آب) تا ارتفاع ۱۰ سانتی متر بپوشانید.
۳- سیم یا تسمه مسی را روی لایه کف، مطابق با دستورالعمل های اجرای سیستم اتصال زمین بخوابانید.
۴- روی سیم را به ارتفاع ۱۵ سانتی متر با بنتونیت بصورت دوغاب سفت بپوشانید.
۵- بقیه کانال را با خاک سرند شده پر و کمپکت نمائید.
توجه: با توجه به حجم کانال و شرایط محیطی منطقه پروژه، برای هر متر طول بین ۳۰ تا ۴۵ کیلوگرم بنتونیت اکتیویته خشک موردنیاز است.
۲- استفاده از بنتونیت فعال شده در چاه های عمودی با نصب میله ارت

۱- چاهی به قطر تقریبی ۹۰-۶۰ سانتی متر و به عمق ۳ متر حفر نمائید.
۲- یک عدد میله ارت ۳ متری (یا دو عدد میله ۱٫۵ متری کوپل شده) را در وسط حفره طوری قرار دهید که حدود ۵۰ سانتی متر از میله ارت در داخل زمین (چاه) فرو برود.
۳- بنتونیت را بصورت دوغاب آماده کرده ( ۳۵ درصد بنتونیت و ۶۵ درصد آب) گرداگرد میله تخلیه کنید.
۴- ترتیب تهیه بنتونیت و تخلیه در چاه ارت بصورت ۶۵ درصد بنتونیت دوغاب شده در بخش تحتانی و ۳۵ درصد مخلوط (بنتونیت + خاک رس + آب) درسطح فوقانی می باشد.
۵- ضروری است در هنگام پر کردن چاه بعد از هر ۲۰ سانتی متر مواد دوغاب سفت شده را کمپکت کرده تا کاملاً به میله ارت بچسبد.
این عمل باعث فشردگی و چسبندگی لایه های بنتونیت به میله ارت و از بین رفتن فضاهای خالی می گردد.
توجه:
باتوجه به قطر چاه و شرایط محیطی منطقه مورد نظر برای یک حلقه چاه ۳ متری حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ کیلو گرم بنتونیت خشک مورد نیاز است.
• تبصره:
در صورتی که با ایجاد یک حلقه چاه، به مقاومت کمتر از ۵Ω نرسیدیم، باید چاه دیگری را با همین مشخصات در فاصله حداقل ۶ متری از چاه اول حفر نمائیم.
• میله ارت باید از جنس مس یا میله روکش دار مس باشد.
• مقاطع میله و سیم ارت باید مطابق دستورالعمل سیستم زمین باشد.
۳- استفاده از بنتونیت در چاه های عمودی بانصب صفحه مسی

۱- چاهی به قطر تقریبی ۹۰/۶۰ سانتی متر و به عمق ۳ متر حفر نمائید.
۲- سیم ارت یا تسمه مسی را حداقل در دو نقطه به صفحه متصل کنید.
۳- صفحه ارت ( ۵۰۰*۵۰۰*۳میلی متر) را بصورت عمودی در انتهای گودال قرار دهید.
۴- بنتونیت را بصورت دوغاب سفت طوری تخلیه کنید که ضمن فشردگی مناسب تا ۳۵ سانتی متر بالای سطح صفحه را بپوشاند.
۵- برای پر کردن مابقی چاه به نسبت ( ۳۰ %بنتونیت + ۷۰ %خاک + آب) مخلوط کرده و چاه را پر کنید.
۶- برای فشردگی بیشتر خاک اطراف هادی با صفحه و کیفیت مناسب تر، پس از هر ۲۰ سانتی متر که با مخلوط خاک و بنتونیت پر می شود، مخلوط را کمپکت نموده تا بیشتر به صفحه متصل شود.
توجه:
برای پرکردن چاه ارت با مشخصات فوق ۲۵۰-۲۰۰ کیلوگرم و برای ۲ متر بعد از آن برای مخلوط کردن با خاک ۱۵۰-۱۲۰ کیلوگرم بنتونیت خشک موردنیاز است.
• تبصره:
بعلت جذب شدید آب توسط بنتونیت اکتیو حتماً توجه داشته باشید که برای تهیه دوغاب بطریق زیر عمل نمائید:
پودربنتونیت را به تناوب در آب ریخته و حل می نمائیم تا دوغاب بوجود آمده یک دست و یکنواخت گردد.
در صورت انجام عکس این عمل (یعنی اضافه کردن آب به پودر بنتونیت) در درست کردن دوغاب با مشکل مواجه خواهیم شد.

Permanent link to this article: https://peg-co.com/home/%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%81%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d9%86%d8%aa%d9%88%d9%86%db%8c%d8%aa-%d9%81%d8%b9%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%af%d9%87/


میدانیم همه اجسام در برابر عبور جریان الکتریکی از خود مقاومت نشان میدهند، منتهی این میزان مقاومت در اجسام متفاوت است مثلا فلزات مقاومت کمتری دارند یعنی جریان الکتریکی راحتتر از آنها عبور میکند
در سال ۱۹۰۸ هایک کمرلینگ اونز هلندی در دانشگاه لیدن موفق به تولید هلیوم مایع گردید که این هلیوم قادر است آنچنان سرمایی تولید کند که با قرار دادن یک جعبه نوشابه در آن به مدت کمتر از ۳ ثانیه نوشابهها کاملاً منجمد میشوند.
خلاصه آقای اونز با استفاده از این هلیوم مایع توانست به دمای حدود ۲۷۳ درجه سانتیگراد زیر صفر یا به طور علمیتر درجه حرارت حدود صفر درجه کلوین برسد.
از قبل برای این آفای اونز روشن بود بود که اگردمای فلزات مختلف را تا دمای معینی(دمای بحرانی) پایین اوریم پدیده شگرفی در انها اتفاق می افتد که طی ان به ناگهان مقاومتشان را در برابرعبور جریان برق تا حد صفراز دست خواهند داد .وتبدیل به ابررسانا خواهند شد. (البته موادی مانند نقره نیز هستند که مقاومت ویژه شان حتی در دمای صفر درجه کلوین نیز صفر نمی شود).هرچند در این دما میتوان بسیاری از مواد را ابر رسانا نمود محققا ن برای رسیدن به چنین دمایی مجبورند از هلیم مایع ویا هیدرژن استفاده کنند که بسیار گرانند . امروزه ابر رسانایی را در موادی ایجاد می کنند که دمای بحرانیشان زیادتر از ۷۷ درجه کلوین است که برای رسیدن به چنین دمایی از ازت مایع استفاده می کنند که نقطه جوشش ۷۷ درجه کلوین است.
همچنین تبدیل به حالت بیمقاومتی، فقط مربوط به خواص فلزات نمیشد و حتی در جیوه ناخالص نیز اتفاق میافتاد و تاکنون مشخص شده است که نصف عناصر فلزی و همچنین برخی آلیاژها و سرامیکها در درجه حرارتهای پایین ابررسانا میشوند.
یک بحث جالب
از این حرفها که بگذریم یکی از کاربردهای جالب ابررسانا رو میخوام براتون بگم.
خواهش میکنم خوب دقت کنید:
شکل زیر رو ببینید

مطابق این شکل وقتی ماده مورد ازمایش قبل از ابررسانا شدن در میدان مغناطیسی باشد شار از ان عبور میکند ولی وقتی در حضور میدان به دمای بحرانی برسدو ابررسانا گردد دیگر هیچگونه شار مغناطیسی از ان عبور نمی کند. خوب شاید بگید این کجاش جالبه؟ عجله نکنید.
حال به این شکل دقت کنید:

در این شکل یک قطعه آهنربا روی یک قطعه ابررسانا که توسط نیتروژن خنک شده شناور است زیرا ابررسانا طبق خاصیتی که بالا گفتم می توانند خطوط میدان مغناطیس را به خارج پرتاب کنند و همانطور که میبینم قرص مغناطیسی را شناور نگه دارند.
اما کاربرد جالب این مطلب در ساخت قطارهای سریعالسیر یا قطارهای شناور استفاده نمود مانند قطار سریع السیر ژاپنی ها که در سال ۲۰۰۰ میلادی ساخته شد وبا با سرعت ۵۸۱ km/h حرکت می کرد در این بجای قطار بجای استفاده از چرخ از میدان مغناطیسی استفاده شده است.
این قطارهای سریعالسیر در حین حرکت چند سانتیمتر با ریل فاصله دارد و هیچ تماسی با ریل ندارد
Permanent link to this article: https://peg-co.com/home/%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%82%d8%b7%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%b9-%d8%a7%d9%84%d8%b3%db%8c%d8%b1/


در اوایل پیدایش صنعت تولید برق، ژنراتورها به علت محدودیتهای مکانیکی ونبودن انرژی لازم قادر به تولید انرژی الکتریکی با فرکانس بیش از ۲۵ هرتز نبودند. فرکانس ۲۵هرتز در آمریکا مورد استفاده قرار می گرفت ، به عنوان مثال در شهر نیویورک کمپانی New haven Haretford برای راه اندازی لوکوموتیو برقی از این فرکانس استفاده می کرد وهمچنین در شهر بوستون از فرکانس ۲۵هرتز برای انتقال انرژی الکتریکی مورد نیاز خود استفاده می شد.
البته اینگونه نبود که ۲۵هرتز به عنوان یک فرکانس واحد و استاندارد تلقی شود، طوریکه در اروپا فرکانسهای ۳/۲+۱۶ یا ۵/۱۲ هرتز نیز استفاده می شد. استفاده از فرکانسهای پایین مشکلاتی در سیستم برق آن زمان ایجاد کرد که یکی از آنها پدیده چشمک زنی در لامپهای روشنایی بود خاموش و روشن شدن متناوب لامپهای روشنایی در فرکانسهای پایین کاملا محسوس بود و به علت بالا بودن راکتانس خط ، افت ولتاژ نیز شدیدتر است بنابراین لازم است در این خطوط نسبت به سیستمهای با فرکانس پایین تر از هادیهای با سطح مقطع بالاتر استفاده شود که علاوه بر این استفاده از فرکانسهای بالا بر خطوط تلفن نیز تاثیر نامطلوب دارد وباعث ایجاد نویز می گردد.
سازندگان ژنراتورها در اروپا با بررسی همه جوانب فرکانسی را با عنوان واحد انتخاب کردند و آن را در تمام اروپا به عنوان بک استاندارد گسترش دادند . این فرکانس ۵۰ هرتز می باشد. برای اولین بار در اروپا یک شرکت آلمانی از انرژی الکتریکی با فرکانس ۵۰هرتز استفاده کرد.
نکته قابل توجه این است که در ساخت ترانسفورماتورهای قدرت با بالا رفتن فرکانس به مواد اولیه کمتری نیاز است وترانسفورماتور کوچکتر ، سبکتر وارزانتر می شود.
برای لامپهایی که بر اساس تخلیه کار می کتد ۴۰ هرتز می باشد.به همین دلیل مهندسان بر آن شدند تا فرکانسهای بالاتری تولید کتد.
در حدود سال ۱۹۰۰ میلادی تکنولوژی ی ساخت توربینهای با سرعت بالا به دست آمد وتولید فرکانسهای بالاتر میسر کشت و فرکانس جدید، توسط سازندگان ژنراتورها انتخاب ومعرفی شد. از آنجا که بیشتر خطوط انتقال در اروپا به یکدیگرمتصل بودند ضرورت انتخاب یک فرکانس واحد آشکار گردید . فرکانسهای بالا نیز مشکلاتی به وجود می آورند، به عنوان مثال تلفات در خطوط انتقال با بالا رفتن فرکانس هر دو استاندارد ۵۰و۶۰ هرتز با سیستم انتقال، ژنراتورها و اکثر مصرف کنندکان الکتریکی سازگار هستند. در این فرکانسها پدیده چشمک زنی در لامپهای روشنایی محسوس نخواهد بود و از تاثیر خطوط انتقال بر شبکه های مخابراتی می توان صرف نظر نمود. البته ترانسفورماتورهای قدرت با فرکانس ۶۰هرتز نسبت به ترانسفورماتورهای ۵۰ هرتز احتیاج به مواد اولیه کمتری دارند و از نظر اقتصادی به صرفه تر می باشند. به همین دلیل شاید بتوان گفت فرکانس ۶۰ بهتر از ۵۰ هرتز است.
Permanent link to this article: https://peg-co.com/home/%d8%af%d9%84%d8%a7%db%8c%d9%84-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8-%d9%81%d8%b1%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%b3-%db%b5%db%b0-%d9%88-%db%b6%db%b0-%d9%87%d8%b1%d8%aa%d8%b2/


سینی کابل از ورقه ای گالوانیزه به صورت یک کانال آهنی با تعدادی سوراخ (پانچ) تشکیل می گردد.
سینی کابل و نردبان کابل به صورت وسیع درتاسیسات بزرگ و پروژه های صنعتی و تجاری برای حمایت از کابل های NYM # کابل های شیلد دار، کابل های نسوز مقاوم در برابر آتش و حرارت بالا مانند FP200 وغیره استفاده می گردد.
کابل ها بر روی سینی کابل ها گذارده شده و توسط بست ها بر روی سوراخ های سینی کابل متصل می شوند.
کابل های نسوز حتما به سینی کابل یا دیوار کلیپس باید وصل شوند ، استفاده از کلیپس های استیل و یا مسی و بولت ها و پیچ برنجی بسیار مهم می باشد .
ابعاد زیادی از اشکال سینی کابل و نردبان کابل و متعلقات آن تولید و ساخته می شود تا بتوان تجهیزات و کابل ها را در مسیر های مختلف عمودی و افقی بصورت مناسب هدایت کرد .
انواع سینی کابل :
A _ سینی کابل گالوانیزه گرم عمقی معمولا در مکان هایی با حرارت و دمای بالا یا دمای پایین و جاهایی که ذرات معلق محیطی وضعیت مناسب دارند به کار برده می شود
فرآیند گالوانیزاسیون مبتنی براستاندارد BS729 بوده و باید بر پایه آن تهیه گردد.
B _ انواع دیگری از سینی های کابل مثل سینی کابل PVC و سینی کابل و نردبان کابل های استیل جهت استفاده در صنایع غذایی و پتروشیمی مورد استفاده قرار می گیرند .
m
Permanent link to this article: https://peg-co.com/home/%d8%b3%db%8c%d9%86%db%8c-%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d9%88-%d9%86%d8%b1%d8%af%d8%a8%d8%a7%d9%86-%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d8%b3%db%8c%d8%b3%d8%a7%d8%aa-%d9%88-%d9%be%d8%b1%d9%88/